Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘جی.دی.سلینجر’

https://bookfeed.files.wordpress.com/2008/12/khandani.jpg?w=397&h=101&h=101

شما در یک وبلاگ گروهی ِکتابخوانی به نام بوک فید هستید و اگر تا انتها همراه این نوشته بمانید، قصد داریم شما را با یک وبلاگ دیگر که موضوع آن نیز کتاب خوانی است آشنا کنیم. البته بهانه ی این آشنایی معرفی یک کتاب خواندنی است.
وبلاگ «برگ برگ» که در یک جمله ی کوتاه موضوع وبلاگ را به مخاطبش توضیح می دهد: «کتاب، یا آنچه خواندنش برای سلامتی مضر باشد!» گویا به صورت گروهی نوشته می شود، مطالبی متنوع با سبکی خودمانی درباره ی کتاب دارد و آنطور که در آرشیو موضوعی اش می توان دید گستره ی تنوع اش شاملِ رمان، نوشته های تاریخی، علمی، تخیلی و حتی پرونده های ویژه نیز می شود.
این وبلاگ سه ساله که نویسنده های خود را شیرین و سمیه معرفی کرده است در یکی از پست های اخیر به سراغ کتابی رفته است که شاید نام نویسنده ی پر آوازه اش بیشتر از نام کتاب به گوش خواننده های ایرانی اش رسیده باشد.
جی.دی.سلینجر! بله درست حدس زدید، ولی شاید فکر می کنید قرار است از شاهکاراش «ناتور دشت» حرفی به میان بیاید در حالی که اینطور نیست.
شیرین یکی از نویسنده های این وبلاگ گرچه برای معرفی سلینجر اشاره ای به نانور دشت دارد اما معتقد است کتاب مورد نظر ما به همان اندازه در ایران باعث شهرت نویسنده اش شده است که ناطور دشت. او می نویسد: «در مورد کتاب فرنی و زویی آقای سلینجر از طرف خودم می‌تونم تضمین بدم که اگر بخش فرنی رو تاب بیارید، توی بخش زویی کاملا مجذوب کتاب خواهید شد. »
نام این کتاب  برگرفته از نام خواهر و برادری به نام فرنی و زویی است و اینطور که سلینجر در سال 1961 در جایی اشاره می کند، بخش اول3338685 کتاب که همان فرنی است در سال 1955 در مجله ی نیویورکر به چاپ رسیده و به دنبال آن زویی در سال 1967 منتشر شده است.
شیرین ماجرای کتاب را اینگونه تعریف می کند: «ماجرای اصلی کتاب در مورد یه کتابه! کتابی به اسم «راه یک زائر». در مورد یک دهقان روسی بدبخت و بیچاره که برای پیدا کردن جواب یک سوال شروع به گشتن دور کشور می‌کنه. اون میخواد بدونه چطور می‌تونه همواره دعا کنه. (یه چیزی تو مایه‌های ذکر گفتن.) توی میانه‌های راه به کسی برمیخوره که روش اینطور دعا کردن رو به اون یاد میده و زائر اونقدر تمرین می‌کنه تا خودش کاملا حرفه‌ای میشه، بعد به سفرش ادامه میده تا این روش دعا کردن رو به باقی افراد یاد بده.
حالا فرنی میخواد جا پای این زائر بذاره. و کار زویی بعنوان برادری که پنج سال از اون بزرگتره، اینه که بر اساس تجربیات خودش (که زمانی میخواسته دقیقا همون کار رو انجام بده) فرانی رو راهنمایی کنه و بهش بفهمونه چرا این کار از دستش ساخته نیست.»
شیرین در پایان معرفی این کتاب می نوسید: » خلاصه، اگر به مسایل عرفانی دینی مذهبی علاقه دارید، اگر دوست دارید در تمام طول کتاب جر و بحث دو نفر رو سر یک مسئله بشنوید630-jd-salinger، این کتاب برای شما بهترین گزینه است. محشره، حرف نداره، بیسته! » بیشتر بخوانید…

فرنی و زویی
نوسینده جی.دی.سلینجر
برگردان امید نیک فرجام
چاپ سوم،2200 نسخه انتشارات نیلا
قیمت 2500 تومان

امیدواریم گشت و گذار بوک فید و آشنایی با این وبلاگ خواندنی سرآغازی برای حضور نوسیندگان خوش ذوق وبلاگ «برگ برگ» در بوک فید باشد و انگیزه ای برای شما تا کتاب فرنی و زویی را تهیه کرده و از خواندن آن لذت ببرید.

اگر در رابطه با کتاب می نویسید یا وبلاگی می شناسید که همین کار را می کند؛ قطعاً جای شما در میان ماست فقط به بوک فیدی ها اطلاع دهید.

Read Full Post »

https://bookfeed.files.wordpress.com/2008/12/khandani.jpg?w=397&h=101

نوشتن از نویسنده ای که بيش از 50 سال است در شهر كوچكي به نام «كورنيش» عزلت اختيار كرد و در حاشیه ی  این دوری سوال های زیادی را پیرامون نحوه زندگی اش در اذهان عمومی ایجاد کرده است، آن هم درست در روز تولدش کار سختی است.

نویسنده ای نود ساله که می توان نامش را در زمره ی  معدود نویسنده های تاثیر گذار تمامی فصول ادبیات جهان دانست با آنکه آثار اندکی دارند. شهرت او از سال 1951  با رمانی جاودانه به نام «ناتور دشت» شروع می شود، شاهکاری که به سرعت به اثري يگانه بدل شد بگونه ای که هر سال دویست و پنجاه هزار نسخه از آن به فروش می‌رسد.

جی.دی.سلینجر روی جلد مجله ی تایم

جی.دی.سلینجر روی جلد مجله ی تایم

امروز اول ژانویه است روزی که در شهر دور افتاده ای در آمریکا پیرمردی به نام جی.دی.سلينجر شاید جشن تولدی برای خودش گرفته است هر چند احتمالا براي تولد «سلينجر» جشني برپا نمي‌شود، يا شايد اگر هم بشود كسي از آن باخبر نخواهد شد چه آنجا که مردمان همین شهر دور افتاده نيز چندان خبري از «سلينجر» ندارند و او در پشت حصارهاي مزرعه‌اي كه در آن زندگي مي‌كند به سختي سنگر گرفته است.

اما همه ی این ها اگرچه هست اما آقای سلینجر نه تنها محبوب ترین نویسنده ی آمریکا است که دوست داشتنی ترین نویسنده برای مردم جهان است و همه ی این محبوبیت ها ریشه ای عمیق در ناتور دشت دارد رمانی که در سال ۱۹۹۹ به عنوان شصت و چهارمین رمان برتر قرن بیستم معرفی شد و البته در برخی از مناطق آمریکا، به‌عنوان کتاب «نامناسب» و «غیراخلاقی» شمرده شده و در فهرست کتاب های ممنوعهٔ دههٔ ۱۹۹۰  قرارگرفت.

سعید کمالی دهقانی در وبلاگش تولد سلینجر را تبریک می گوید و او را بدعنق، غرغرو و صد البته دوست‌داشتنی می نامد و می گوید:  شاید او دیشب را روی صندلی خانه‌ی حصارکشیده‌اش لم داده و کلافه دنبال ایده‌ی جدیدی می‌گردد، یا مخش اصولا چهل سالی‌است که قفل کرده و شاید هم چندین و چند سال است که داستان‌نویسی را بوسیده و گذاشته کنار.

حسین جاوید که چند سال پیش در وبلاگش سلینجر را یکی از عجیب‌ترین نویسنده‌ها نامیده است، می گوید: این حرف را از این جهت می‌زنم که حقایق بسیار کمی درباره‌ی زندگی خصوصی‌اش منتشر شده و او همواره سعی کرده که در انزوای خودخواسته‌اش باقی بماند و دیگران را به حریم زندگی‌اش راه ندهد.

مصطفی مستور نویسنده رمان پر فروش «روی ماه خداوند را ببوس» که در نشست کتاب ماه  ادبیات و فلسفه صحبت می کرد معتقد است: «بدون شك سلينجر يكي از برجسته ترين, معتبرترين و در عين حال مشهورترين نويسندگان پس از جنگ امريكا است. موقعيت او در جغرافياي ادبيات داستاني معاصر، يك موقعيت ممتاز و شاخص است. در واقع رسيدن به چنين جايگاهي براي بسياري از نويسندگان دست نيافتني و رويايي است. نكتة جالب توجه اين است كه سلينجر اين موقعيت را تنها به دنبال نوشتن يك رمان نه چندان بلند و تعداد محدودي داستان كوتاه به دست آورده است«.

نامگذاری این رمان تاثیر گذار برگرفته از سطور پایانی  کتاب است آنجا که شخصیت اول رمان که داستان از زبان او روایت می شود به خواهر کوچکش می گوید: » همه‌ش مجسم می‌کنم که هزارها بچه‌ی کوچیک دارن تو دشت بازی می‌کنن و هیش‌کی هم اون‌جا نیس، منظورم آدم بزرگه، جز من. من هم لبه‌ی یه پرت‌گاه خطرناک وایساده‌م و باید هر کسی رو که میاد طرف پرتگاه بگیرم… تمام روز کارم همینه. یه ناتور ِ دشتم…»

در پایان دومین گزارش از مجموعه ی » خواندنی ها کم نیست» اگر علاقه مند شدید تا بیشتر از حاشیه های سلینجر بدانید ترجمه ی مقاله ی از نيويورك تايمز را بخوانید و اگر می خواهید با حال و هوای رمان آشنا شوید این دو پست از وبلاگ های  کتابلاگ و پنجره را مطالعه کنید و یا از این جا کل رمان را بشنوید. همچنین خواندن مقاله ی جالبی با عنوان زن‌های زندگی سلینجر نیز خالی از لطف نیست.

تولد نود سالگی ات مبارک ناتور دشت.

Read Full Post »