Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘رمان’ Category

یک روز دیگر

برای همه یا بهتر بگویم اکثر ما پیش می‌آید که وقتی به حوالی سن بلوغ می‌رسیم ، می‌خواهیم از خانواده جدا شویم، نصیحت های دلسوزانه مادر و پدر به نظرمان غرغر می‌آید و بیش تر مواقع سر جنگ و ناسازگاری با آن ها را داریم.

گاهی ما فراموش می‌کنیم که پدر و مادر ما مثل بقیه چیزهای اطرافمان خیلی زود از پیش ما می‌روند و مدت زیادی نزد ما نیستند و به همین دلیل وجود انها را در کنار خودمان بی ارزش احساس می‌کنیم.گاهی متوجه نیستیم که آنها برای خوشحالی ما دست به چه خطرات و زحمت هایی می‌زنند و این که ما نمی‌دانیم آن ها مادر و پدر هستند و همه‌ی توان خود را برای آسایش فرزندان خود به کار می‌برند و ما فراموش می‌کنیم که آنها عاشقانه مارا دوست دارند و حتی گاهی احساس می‌کنیم از آنها بیزاریم.یک روز دیگر همه ی این ها را به ما یاد آوری می‌کند.این کتاب به ما یادآوری می‌کند چه کسانی مارا به دنیا آورده اند و مارا از صمیم قلب دوست دارند.این کتاب به شما می‌گوید از حتی لحظه ای ساده و معمولی بودن در کنار خانواده و مادرتان، بهترین لحظه را بسازید و آن را از دست ندهید، زیرا خیلی زود پشیمان می‌شوید.

یک روز دیگر نوشته میچ آلبوم داستان مردی است تنها و خسته که می‌خواهد خودکشی کند، اما او در کمال ناباوری شانس این را دارد تا یک روز دیگر را کنار مادرش سپری کند و گذشته و اشتباهاتش را جبران کند!

این کتاب پر از لحظات احساسی است که شاید بعضی مواقع چشمان شما را تر کند، اما نکته قابل توجه شبیه بودن این لحظات به زندگی واقعی ماست و نکاتی که به آن توجه نکردیم!و اکنون با خواندن آن ها از زبان کس دیگری غافل گیر می‌شویم.

» پدر چارلی بنه تو در کودکی به او  گفت: تو می‌توانی پسر مامان باشی یا پسر بابا، اما نه هر دو. او هم پدرش را انتخاب کرد.اما  نتیجه فقط این بود که در آستانه نوجوانی دید که پدرش ناپدید شد.چند دهه بعد،چارلی مردی شکست خورده است.کارش را از دست می‌دهد.وقتی می‌فهمد به عروسی تنها دخترش دعوت نشده،به کلی دچار ناامیدی می‌شود و تصمیم می‌گیرد خودش را بکشد.

چارلی نیمه شب با ماشین به شهر کوچک زادگاهش می‌رود: به آخرین سفر.اما وقتی گیج و سرگردان به خانه دوران کودکی اش می‌رسد، موضوع حیرت انگیزی را کشف می‌کند.مادرش – که 8 سال قبل مرده- آنجاست، و طوری به چارلی خوشامد می‌گوید که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.

ادامه‌ی داستان در یک روز ظاهرا عادی می‌گذرد که بسیاری از ما در حسرت آنیم:فرصت ایجاد رابطه ی خوب با والدین در گذشته،برای شرح دادن اسرار خانوادگی و طلب بخشش.چارلی در جایی بین این زندگی و دنیای دیگر،در مورد مادرش و فداکاری های او چیزهای شگفت انگیزی می فهمد و سعی می‌کند با راهنمایی محبت آمیز او تکه های خردشده ی زندگی اش را بار دیگر کنار هم قرار دهد.

میچ آلبوم نویسنده ی کتاب های پرفروش در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند، سه شنبه ها با موری و شش کتاب دیگر است.او فیلمنامه و نمایشنامه نیز می‌نویسد»

کتاب در آدینه بوک

معرفی کوتاه میچ آلبوم در سایت انتشارات کاروان

معرفی کتاب یک روز دیگر در سایت انتشارات کاروان

Read Full Post »

https://bookfeed.files.wordpress.com/2008/12/khandani.jpg?w=397&h=101&h=101

شما در یک وبلاگ گروهی ِکتابخوانی به نام بوک فید هستید و اگر تا انتها همراه این نوشته بمانید، قصد داریم شما را با یک وبلاگ دیگر که موضوع آن نیز کتاب خوانی است آشنا کنیم. البته بهانه ی این آشنایی معرفی یک کتاب خواندنی است.
وبلاگ «برگ برگ» که در یک جمله ی کوتاه موضوع وبلاگ را به مخاطبش توضیح می دهد: «کتاب، یا آنچه خواندنش برای سلامتی مضر باشد!» گویا به صورت گروهی نوشته می شود، مطالبی متنوع با سبکی خودمانی درباره ی کتاب دارد و آنطور که در آرشیو موضوعی اش می توان دید گستره ی تنوع اش شاملِ رمان، نوشته های تاریخی، علمی، تخیلی و حتی پرونده های ویژه نیز می شود.
این وبلاگ سه ساله که نویسنده های خود را شیرین و سمیه معرفی کرده است در یکی از پست های اخیر به سراغ کتابی رفته است که شاید نام نویسنده ی پر آوازه اش بیشتر از نام کتاب به گوش خواننده های ایرانی اش رسیده باشد.
جی.دی.سلینجر! بله درست حدس زدید، ولی شاید فکر می کنید قرار است از شاهکاراش «ناتور دشت» حرفی به میان بیاید در حالی که اینطور نیست.
شیرین یکی از نویسنده های این وبلاگ گرچه برای معرفی سلینجر اشاره ای به نانور دشت دارد اما معتقد است کتاب مورد نظر ما به همان اندازه در ایران باعث شهرت نویسنده اش شده است که ناطور دشت. او می نویسد: «در مورد کتاب فرنی و زویی آقای سلینجر از طرف خودم می‌تونم تضمین بدم که اگر بخش فرنی رو تاب بیارید، توی بخش زویی کاملا مجذوب کتاب خواهید شد. »
نام این کتاب  برگرفته از نام خواهر و برادری به نام فرنی و زویی است و اینطور که سلینجر در سال 1961 در جایی اشاره می کند، بخش اول3338685 کتاب که همان فرنی است در سال 1955 در مجله ی نیویورکر به چاپ رسیده و به دنبال آن زویی در سال 1967 منتشر شده است.
شیرین ماجرای کتاب را اینگونه تعریف می کند: «ماجرای اصلی کتاب در مورد یه کتابه! کتابی به اسم «راه یک زائر». در مورد یک دهقان روسی بدبخت و بیچاره که برای پیدا کردن جواب یک سوال شروع به گشتن دور کشور می‌کنه. اون میخواد بدونه چطور می‌تونه همواره دعا کنه. (یه چیزی تو مایه‌های ذکر گفتن.) توی میانه‌های راه به کسی برمیخوره که روش اینطور دعا کردن رو به اون یاد میده و زائر اونقدر تمرین می‌کنه تا خودش کاملا حرفه‌ای میشه، بعد به سفرش ادامه میده تا این روش دعا کردن رو به باقی افراد یاد بده.
حالا فرنی میخواد جا پای این زائر بذاره. و کار زویی بعنوان برادری که پنج سال از اون بزرگتره، اینه که بر اساس تجربیات خودش (که زمانی میخواسته دقیقا همون کار رو انجام بده) فرانی رو راهنمایی کنه و بهش بفهمونه چرا این کار از دستش ساخته نیست.»
شیرین در پایان معرفی این کتاب می نوسید: » خلاصه، اگر به مسایل عرفانی دینی مذهبی علاقه دارید، اگر دوست دارید در تمام طول کتاب جر و بحث دو نفر رو سر یک مسئله بشنوید630-jd-salinger، این کتاب برای شما بهترین گزینه است. محشره، حرف نداره، بیسته! » بیشتر بخوانید…

فرنی و زویی
نوسینده جی.دی.سلینجر
برگردان امید نیک فرجام
چاپ سوم،2200 نسخه انتشارات نیلا
قیمت 2500 تومان

امیدواریم گشت و گذار بوک فید و آشنایی با این وبلاگ خواندنی سرآغازی برای حضور نوسیندگان خوش ذوق وبلاگ «برگ برگ» در بوک فید باشد و انگیزه ای برای شما تا کتاب فرنی و زویی را تهیه کرده و از خواندن آن لذت ببرید.

اگر در رابطه با کتاب می نویسید یا وبلاگی می شناسید که همین کار را می کند؛ قطعاً جای شما در میان ماست فقط به بوک فیدی ها اطلاع دهید.

Read Full Post »

يا؛ نوسان زندگي ميان مهرباني و وحشت

يااينكه؛ گيرافتادن ميان فضيلت و فسادي بي اندازه غير انساني

جملاتی از این کتاب؛

– در عنفوان جواني بود، سني كه احساس ها هنوز حالتي مبهم دارند و خير و شر هنوز مشخص نيست، سني كه عشق به زندگي به هر تجربۀ جديد، حتي غير انساني و مرگبار، حدت و جوش و خروش خاصي مي بخشد. ص ۸

– مزيت دو نيم شدن اين است كه در هر فرد و هر شيء آدم در مي يابد درد ناقص بودن در آن فرد يا آن شيء چگونه چيزي است. وقتي كامل بودم اين را درك نمي كردم. از ميان دردها و رنج هايي كه همه جا وجود داشت بي خيال مي گذشتم بي آن كه چيزي درك كنم يا در آن ها شريك شوم، دردها و رنج هايي كه آدم كامل حتي تصورش را هم نمي تواند بكند. تنها من نيستم كه دو نيم شده ام، تو و بقيۀ مردم هم در همين وضعيت قرار داريد. و حالا همبستگي اي در خودم احساس مي كنم كه وقتي كامل بودم به هيچ وجه درك نمي كردم. همبستگي اي كه مرا با همۀ معلوليت ها و همۀ نارسايي هاي دنيا پيوند مي دهد. اگر با من بيايي، تو هم ياد مي گيري در غم و درد ديگران شريك شوي و با تسكين دادن آلام شان، ناراحتي هاي خودت را هم تسكين دهي. ص ۸۶ و ۸۷

– به اتفاق هم كارهاي خوب كردن، تنها روش براي دوست داشتن همديگر است. ص ۸۸

– منتظر ماندن از خصوصيات بشر است. آدم درست كار با اعتماد منتظر مي ماند و نادرست با ترس.ص ۹۴

– کاش می شد هر چیز کاملی را به این شکل دو نیم کرد. کاش هرکسی می توانست از این قالب تنگ و بیهوده اش بیرون بیاید. وقتی کامل بودم، همه چیز برایم طبیعی، درهم و برهم و احمقانه بود، مثل هوا، گمان می کردم همه چیز را می بینم، ولی جز پوسته سطحی آن، چیزی را نمی دیدم. اگر روزی نیمی از خودت شدی، که امیدوارم این طور بشود، چون بچه هستی، چیزهایی را درک خواهی کرد که فراتر از هوشمندی مغزهای کامل است. تو نیمی از خودت و دنیا را از دست خواهی داد، ولی نیمۀ دیگر هزاران بار ژرف نگرتر و ارزشمندتر خواهد شد. تو هم آرزو خواهی کرد همه چیز مثل خودت دو نیم و لت و پار باشد، چون زیبایی، خرد و عدالت فقط در چیزی وجود دارد که قطعه قطعه شده است. پشت جلد كتاب

***

« خيلى ها فكر مى كنند كه آدم هاى اطرافشان بايد همه خوبى ها را داشته باشند و نبايد هيچ گونه اشتباهى بكنند. آنها مى خواهند ديگران خوبى مطلق باشند، در صورتى كه اين امر ممكن نيست. از طرف ديگر، بعضى ها فكر مى كنند كه آدم هاى بدنام تاريخ، آدم هايى بودند كه شر مطلق از آنها مى تراويد. يعنى هيلتر به تمامى بد بود و هيچ كارى كه رنگ خوبى از آن بيايد، انجام نمى داد. حال آن كه مى دانيم چنين چيزى هم هرگز ممكن نيست. اين را مى پذيريم كه كارهاى وحشتناك او تمام تاريخ را به لرزه افكنده است، اما او كارهاى خوبى هم كرده، هر چند كه اين كارهاى خوب، خيلى خيلى كم بوده باشند.ايتالو كالوينو در «ويكنت دو نيم شده»، پنبه اين نوع تفكر را مى زند. او نشان مى دهد كه خوبى مطلق، درست به اندازه بدى مطلق خسته كننده و غير جذاب است. آدم ها بايد كمى بدى هم داشته باشند تا بتوانيم با آنها ارتباط برقرار كنيم. ويكنت، شخصيت اول رمان، مردى است كه در جنگ با ترك هاى عثمانى به دو نيم تقسيم مى شود. هر كدام از اين دو نيمه انسان به زندگى خود ادامه مى دهند و ماجراهايى را از سر مى گذرانند. آنها مردم را به تعجب مى اندازند، چرا كه كارهايى را انجام مى دهند كه كاملاً مخالف همديگر و حتى متضاد هم هستند. در يكى از صحنه هاى قصه، نيمه راست ويكنت كه همه او را به خوبى مطلق مى شناسند، آن قدر كه ترحم شان را جلب مى كند، توسط دكتر روستا درمان مى شود. او حاضر است هر لحظه خودش را براى ديگران به خطر بيندازد. اما كمى بعد، نيمه دوم ويكنت، زنبورها را به جان بچه هاى روستا مى اندازد. مردم كم كم از هر دو ويكنت خسته مى شوند و نمى توانند آن دو را تحمل كنند. البته تا وسط هاى قصه، مردم اين دوگانگى را نمى دانند و فكر مى كنند كه با يك ويكنت روبه رويند كه رفتارى دوگانه دارد. حتى خود دو نيمه ويكنت هم از اين تقسيم ها خبر ندارند.مردم در نهايت متوجه اين دوگانگى مى شوند و هر دو ويكنت را شناسايى مى كنند و طى يك اقدام بسيار عادى، اين دو موجود را به هم مى رسانند و دوباره يكى مى كنند. ويكنت جديد، همان انسان ملموس و دوست داشتنى است كه همه مى توانند با آن ارتباط برقرار كنند. يكى از جنبه هاى خيلى جالب «ويكنت دو نيم شده» سبك داستانى آن است. كالوينو در اين قصه بسيار ساده و بدون پيچيدگى روايت اش را بيان مى كند. سبك قصه نويسى او شبيه رمان هايى است كه درست در همان سال هاى وقوع قصه يعنى در سال هاى جنگ هاى صليبى اتفاق افتاده است. او اين سبك روايى را با پرداختى نو، بازآفرينى مى كند و به همين دليل واقعيت قصه او، واقعيت مربوط به افسانه ها و مثل ها است. ويكنت به دو نيم تقسيم مى شود و اين دو نيم هر كدام به عنوان يك موجود مستقل به زندگى ادامه مى دهند. اين امر در واقعيت خارجى ممكن نيست اما در واقعيت قصه كالوينو ممكن مى شود. اما نكته جالب تر اين است كه ما اين واقعيت داستانى را مى خوانيم و باور مى كنيم.« **

ويكنت دو نيم شده

عنوان کتاب؛ ویکُنِت دو نیم شده *

نوشته‌ی ایتالو کالوینو

ترجمه‌ی پرویز شهدی

نشر چشمه

تهران، ۱۳۸۲، چاپ دوم

۱۲۰ صفحه

قیمت 1000 تومان


* ويكنت دو نيم شده

** يادداشت سجاد صاحبان زند در روزنامۀ شرق

*** نگاهي به سه گانه «نياكان ما» اثر ايتالو كالوينو: آدم هايي كه روي حرف شان مي مانند

**** گفت و گو با پرويز شهدي دربارۀ ادبيات فرانسه

Read Full Post »

«صد سال تنهایی» یا رمانِ رمان ها!! اولین چیزی که توجه من رو به این کتاب جلب کرد، عبارت «برنده نوبل ادبی سال 1982» بود؛ دلیلش هم تقارن این سال با سال تولد خودم بود! اما چندین سال طول کشید که اجازه پيدا کنم بخونمش!!

(بیشتر…)

Read Full Post »

یکی از این سه نام قطعا برایتان آشناست: «قلعه حیوانات»، «جورج اورول» یا «۱۹۸۴». اگر هم نیست بعد از خواندن این پست، آشنا می شود!
اریک بلر  که کتابهایش را به دلیل اینکه نامش را شایسنه افتخار نمیدانست با نام «جورج اورول » می نوشت، در سال ۱۹۰۳ در هندوستان چشم به جهان گشود. پدرش کارمند دولتی در شهر بنگال بود. وی به همراه خانواده‌اش در همان کودکی به انگلستان بازگشت و با وجود وضع مالی نه چندان خوب، در یکی از مدارس خصوصی صاحب نام شهر اتون ، به تحصیل پرداخت؛ پسر بچه‌ای فقر در جامعه به شدت طبقاتی انگلیس آن زمان.

اورول در ۱۹۲۲ به نیروی پلیس در کشور برمه پیوست؛ مسجل شدن این امر به وی که بریتانیا، کشور برمه را برخلاف خواست خود زیر سلطه قرار داده است، از نقش خود شرمنده شده و در ۱۹۲۷ از شغل خود استعفا داد و دیگر هرگز به برمه بازنگشت. وی پس از آن تصمیم گرفت تا زندگی فقیرانه را تجربه کند؛ چندی را میان فقرا، بی‌خانمان‌ها، بیکاره‌ها و کارگران فصلی لندن و پاریس گذراند.
همین از این شاخ به آن شاخه پریدن ها، دستمایه داستان ها و شخصیت‌های کتابهایش شد و پس از بازگشت به انگلیس نخستین کتاب خود را منتشر کرد. «روزهای برمه »، «آس و پاس‌ها »، «تسلیم»، «بزرگداشت کاتالونیا »، «دختر کشیش »، «نگه داشتن برگ در حال پرواز »، «جاده‌ای به سوی ویگان پی‌یر » و «تنفس» همه بر اساس تجربیات وی در دوران های مختلف زندگی‌اش نگاشته است.
اما شهرت اورول به دلیل دو کتاب «قلعه حیوانات » و «۱۹۸۴» است. اولی داستانی تمثیلی با اشاره به انقلاب روسیه و سوء استفاده «جوزف استالین» از قدرت به رشته تحریر درآمده است و «۱۹۸۴»، کتاب شگفت‌انگیزی است که جهانی توصیف می کند که در آن حتی افکار مردم نیز تحت کنترل درمی‌آید؛ دنیایی که عشق و حقیقت از آن طرد می‌شود و افراد از داشتن زندگی خصوصی نیز محرومند…..
کتاب‌های اورول جذابند ولی انسان‌هایش همیشه بازنده و در نهایت تسلیم شرایط؛ چیزی که برای ما شرقی‌ها پذیرفتنی نیست:
دوست دارد یار این آشفتگی / کوشش بیهوده به از خفتگی
قضاوت بیشتر بر عهده شما دوستان گرامی!

Read Full Post »

«در این چشم انداز بیشتر آدم ها قلابی اند. هر جور شباهت میان آن ها و کسانِ واقعی مایه تاسف کسان واقی باید باشد.»

دو جمله بالا به جای مقدمه کتاب «اسرار گنج دره جنی» به قلم «ابراهیم گلستان» آمده است. اعتراف می کنم که قبل از مصاحبه مفصلی که با ابراهم گلستان در هفته نامه شهروند امروز بخونم، حتی اسم این نویسنده و فیلمساز ایرانی به گوشم هم نخورده بود. بسیار مشتاق بودم تا یکی از رمان های این نویسنده را بخوانم و ببینم آدمی که بی رحمانه شخصیت همه را نابود می کند، چگونه می نویسد. حتی اگر تمام ایرادها و انتقادهای گلستان درست باشد، این همه حرف درست را نمی توان از یک نفر شنید!!!!

(بیشتر…)

Read Full Post »

nimeh-ye-ghayeb

«نیمه‌ی غایب» از سوی جایزه‌ی مهرگان به عنوان بهترین رُمان در سال 1378 معرّفی شده و گویا، به چاپ دوازدهم نیز رسیده است.

«دست‌مایه‌ی این رُمان زندگی پنج تن از نسل جوان و جوانی پشت سر گذاشته‌ی ام‌روز، در دانش‌گاه و میانه‌ی کشاکش‌های سال‌های دهه‌ی شصت است. به خاطر قرار گرفتن در این موقعیّت تاریخی است که عشق برای آنان نه فقط مواجهه با تنگناهای بیرونی، که رو‌درروشدن با درون و گذشته‌ی خود نیز هست. آن‌ها چه در خانواده‌ای سنتّی در تهران بزرگ شده باشند یا در باغ‌ها و شالی‌زارهای شمال، در خیابان‌های نیویورک غریبه‌‌گی را تجربه کرده باشند، یا معلّق میانِ دوست‌داشتن‌ها در سفر مدام بوده باشند، و یا حتّی اگر کودکی‌هایشان را خود مادری کرده باشند، همگی سرگشته‌ی جست‌وجوی نیمه‌ی غایب خویش‌اند.» *

خُب، تا این‌جا کلیّات روشن شد؛ این رُمان درباره‌ی پنج نفر است که در چهار فصل نوشته شده است؛ مراسم تشییع، مراسم خواستگاری، مراسم قربانی و مراسم وصل. می‌پرسید آن پنج نفر کی هستند؟ اوکی! یکی، فرهاد (پسری از یک خانواده‌ی سنتّی تهرانی)که فصل اوّلِ کتاب درباره‌ی اوست. دوّمی، فرح (دختری شهرستانی از سمتِ باغ و شالی‌زارهای شمالی)، سوّمی، بیژن (معلّق میان دوست‌داشتن‌هایش) است که عاشقِ خائنِ فرح به حساب می‌آید. چهارمی، دختری است از یک خانواده‌ی مرفه (که در کودکی برای خود مادری کرده است!) که در داستان با اسامی مختلف از او یاد می‌شود؛ سیندخت، سیمین، سیما …ووو … و امّا، پنجمین نفر؛ ثریا که مادرِ نفرِ چهارم ِ است با تجربه‌ی غریبه‌گی در خیابان‌های نیویورک. البته آقایی، «الهی» نام نیز در داستان حضور مؤثر و چشم‌گیری دارند.

این داستان پُر است از دغدغه‌های ذهنی و شخصی و خانوادگی و فلسفی و اجتماعی و سیاسیِ زنانه و مردانه‌ی ایرانی در حدود سال‌های 67 تا 69 به علاوه‌ی عشق و پریشانی و سودازدگی و همچنین، کلّی جمله‌ها و پاراگراف‌های طلاییِ دوست‌داشتنی، بخوانید؛

«او خیلی خوب می‌تواند از خودش مواظبت کند.»

«بله، من هم به خوبی از توانایی‌های سیمین باخبرم. امّا او تنها است، و آدم تنها همیشه آسیب‌پذیر است.»

«هیچ آدمی هست که در واقع تنها نباشد؟»

«هرچه بیش‌تر حرف می‌زنیم، بیش‌تر به شما اعتماد پیدا می‌کنم. در این سن و سال و چنین شرایطی، فکر می‌کنم داشتن چنین احساسی نشانه‌ی خوبی باشد. امّا در سن و سال من دیگر نشانه‌ی خوبی نیست. البته به گمان من تنهاییِ واقعی از وقتی شروع، و خطرناک می‌شود که بپذیرم‌اَش.» ص 102

<>

«وقتی هم که ماهی به قلاب افتاد – اسمش هر چه می‌خواهد باشد؛ زن، پول، مقام، شهرت- تازه اوّل کار است. عجله نمی‌کنی، عصبانی نمی‌شوی، باهاش نمی‌جنگی، برعکس می‌گذاری که او بجنگد و خودش را خسته کند. فقط هر کار لازم است برای نبریدنِ اتصالَت انجام می‌دهی. آن وقت خودش، سماجت و اراده‌ی تو را که دید، کم‌کم می‌آید پیش‌اَتْ. – به هر جهت، پیروز یا شکست‌خورده، نباید گِله‌مند بود. آن‌قدرها هم که اوّل فکر می‌کنیم با هم فرق ندارند.» ص 109

<>

«… ذهن‌ها را تعلیم می‌دهد به اشیاء نه آن‌گونه که هستند، که آن‌طور که نیستند و می‌توانند باشند نگاه کنند، تعلیم می‌دهد به فکر عذاب و زحمتِ تن، سر یا دست و پا و چشم و هر عضو دیگری باشند، تا جای خالی چیزی را که نیست احساس کنند. این‌طوری بودنِ چیزی که نیست ضروری می‌شود. قلب امّا اگر جایی‌اش خالی باشد چیزی را تغییر نمی‌دهد، کسی را نمی‌آفریند، او را پیدا می‌کند.» ص 227

مشخصات کتاب؛

عنوان؛ نیمه‌ی غایب

نوشته‌ی حسین سناپور

تهران؛ نشر چشمه

چاپ ششم، 1379

334 صفحه

1600 تومان

+ مرتبط؛ سمتِ تاریکِ کلمات (مجموعه داستان از همین نویسنده در بوک‌فید)


* به نقل از پشت جلد کتاب

Read Full Post »

Older Posts »