
نوشتن از نویسنده ای که بيش از 50 سال است در شهر كوچكي به نام «كورنيش» عزلت اختيار كرد و در حاشیه ی این دوری سوال های زیادی را پیرامون نحوه زندگی اش در اذهان عمومی ایجاد کرده است، آن هم درست در روز تولدش کار سختی است.
نویسنده ای نود ساله که می توان نامش را در زمره ی معدود نویسنده های تاثیر گذار تمامی فصول ادبیات جهان دانست با آنکه آثار اندکی دارند. شهرت او از سال 1951 با رمانی جاودانه به نام “ناتور دشت” شروع می شود، شاهکاری که به سرعت به اثري يگانه بدل شد بگونه ای که هر سال دویست و پنجاه هزار نسخه از آن به فروش میرسد.

جی.دی.سلینجر روی جلد مجله ی تایم
امروز اول ژانویه است روزی که در شهر دور افتاده ای در آمریکا پیرمردی به نام جی.دی.سلينجر شاید جشن تولدی برای خودش گرفته است هر چند احتمالا براي تولد «سلينجر» جشني برپا نميشود، يا شايد اگر هم بشود كسي از آن باخبر نخواهد شد چه آنجا که مردمان همین شهر دور افتاده نيز چندان خبري از «سلينجر» ندارند و او در پشت حصارهاي مزرعهاي كه در آن زندگي ميكند به سختي سنگر گرفته است.
اما همه ی این ها اگرچه هست اما آقای سلینجر نه تنها محبوب ترین نویسنده ی آمریکا است که دوست داشتنی ترین نویسنده برای مردم جهان است و همه ی این محبوبیت ها ریشه ای عمیق در ناتور دشت دارد رمانی که در سال ۱۹۹۹ به عنوان شصت و چهارمین رمان برتر قرن بیستم معرفی شد و البته در برخی از مناطق آمریکا، بهعنوان کتاب «نامناسب» و «غیراخلاقی» شمرده شده و در فهرست کتاب های ممنوعهٔ دههٔ ۱۹۹۰ قرارگرفت.
سعید کمالی دهقانی در وبلاگش تولد سلینجر را تبریک می گوید و او را بدعنق، غرغرو و صد البته دوستداشتنی می نامد و می گوید: شاید او دیشب را روی صندلی خانهی حصارکشیدهاش لم داده و کلافه دنبال ایدهی جدیدی میگردد، یا مخش اصولا چهل سالیاست که قفل کرده و شاید هم چندین و چند سال است که داستاننویسی را بوسیده و گذاشته کنار.
حسین جاوید که چند سال پیش در وبلاگش سلینجر را یکی از عجیبترین نویسندهها نامیده است، می گوید: این حرف را از این جهت میزنم که حقایق بسیار کمی دربارهی زندگی خصوصیاش منتشر شده و او همواره سعی کرده که در انزوای خودخواستهاش باقی بماند و دیگران را به حریم زندگیاش راه ندهد.
مصطفی مستور نویسنده رمان پر فروش “روی ماه خداوند را ببوس” که در نشست کتاب ماه ادبیات و فلسفه صحبت می کرد معتقد است: “بدون شك سلينجر يكي از برجسته ترين, معتبرترين و در عين حال مشهورترين نويسندگان پس از جنگ امريكا است. موقعيت او در جغرافياي ادبيات داستاني معاصر، يك موقعيت ممتاز و شاخص است. در واقع رسيدن به چنين جايگاهي براي بسياري از نويسندگان دست نيافتني و رويايي است. نكتة جالب توجه اين است كه سلينجر اين موقعيت را تنها به دنبال نوشتن يك رمان نه چندان بلند و تعداد محدودي داستان كوتاه به دست آورده است“.
نامگذاری این رمان تاثیر گذار برگرفته از سطور پایانی کتاب است آنجا که شخصیت اول رمان که داستان از زبان او روایت می شود به خواهر کوچکش می گوید: ” همهش مجسم میکنم که هزارها بچهی کوچیک دارن تو دشت بازی میکنن و هیشکی هم اونجا نیس، منظورم آدم بزرگه، جز من. من هم لبهی یه پرتگاه خطرناک وایسادهم و باید هر کسی رو که میاد طرف پرتگاه بگیرم… تمام روز کارم همینه. یه ناتور ِ دشتم…”
در پایان دومین گزارش از مجموعه ی ” خواندنی ها کم نیست” اگر علاقه مند شدید تا بیشتر از حاشیه های سلینجر بدانید ترجمه ی مقاله ی از نيويورك تايمز را بخوانید و اگر می خواهید با حال و هوای رمان آشنا شوید این دو پست از وبلاگ های کتابلاگ و پنجره را مطالعه کنید و یا از این جا کل رمان را بشنوید. همچنین خواندن مقاله ی جالبی با عنوان زنهای زندگی سلینجر نیز خالی از لطف نیست.
تولد نود سالگی ات مبارک ناتور دشت.


سلام مطلب مفدی و خوبی بود
تبیک می گم این تولد رو به شما و همه دوستدارانش
در همین مورد مطلبی نوشتهام که خوشحال میشم شما و سایر دوستان بخونید . موفق باشید – در ضمن ببخشید نوشته بالا خیلی غلط تایپی داشت .
[...] نود سالگی ات مبارک ناتور دشت جی.دی.سلینجر نویسنده ای نود ساله که می توان نامش را در زمره ی معدود نویسنده های تاثیر گذار تمامی فصول ادبیات جهان دانست با آنکه آثار اندکی دارند. شهرت او از سال 1951 با رمانی جاودانه به نام “ناتور دشت” شروع می شود، شاهکاری که به سرعت به اثری یگانه بدل شد بگونه ای که هر سال دویست و پنجاه هزار نسخه از آن به فروش میرسد. [...]