
مردی 53 ساله که به تنهائی در کنار اداره ی ثبت احوال کار می کند و کارمند دون پایه ی اداره است کسی است که تمام مدتی که کتاب را می خوانی به او چشم دوخته ئی ! که چگونه هرگز مرتبه ی اداری اش بالا نمی رود، در تنهائی خود یواشکی از در فرعی خانه اش به اداره می رود و اطلاعات آدم های مشهور را از پرونده هاشان بیرون می کشد.
یکی از همین شب ها که سرگرم پرونده هاست ناگهان زنی گمنام چنان او را تحت تاثیر قرار می دهد که باعث می شود خواننده پابه پای او ، صفحه به صفحه دنبال زن برود : زنی ناشناخته …در طی روند یافتن زن آقای ژوزه که از قضا با نویسنده هم نام است از آن منشی ترسو کم کم به مردی تبدیل می شود که جسارت کارهای بسیاری را می یابد که پیش از ماجرا حتی تصورش را هم نمی کرد.
این کتاب از زمره کتاب هائی بود که برای خواندنش هیچ عجله ئی نیست. دوست داری صفحه به صفحه و با طمانینه دنبال ژوزه بروی و شاید تو هم مانند او می ترسی که آخرش : هیچی ، باشد. ژوزه ساراماگو این با این اثر جایزه ی نوبل را از آن خود می کند تا نشان دهد چگونه با مفاهیمی هم چون مرگ و زندگی می تواند خواننده ی خود را تحت تاثیر قرار دهد.
صفحات آخر کتاب حسی به خواننده القا می کند که به طور مداوم در حال سبک سنگین کردن آن چه او به نام مرگ و زندگی می شناسد با آن چه پیش رو دارد ، باشد. ذهن شبیه همان اداره ی کل بایگانی می شود که یک عالم پرونده ی درهم از زنده ها و مرده ها دربر دارد با هزارتوهای در هم تافته ئی که میان مرگ و زندگی سرگردانت می کند.
بخش هائی از کتاب :
:: اگر به درستی به این امر توجه نشان دهیم، درخواهیم یافت که بخش بایگانی کل اداره ثبت احوال، تنها شعبه ئی از گورستان عمومی به حساب می آید.البته باید توجه داشت که اگر بخش بایگانی کل اداره ی ثبت احوال، شعبه گورستان عمومی نامیده شود هیچ توهینی به کسی یا جائی نشده است. از سوی دیگر علی رغم چنین ادعاهائی و بدون توجه به رقابت شغلی، روابط میان کارکنان بخش بایگانی اداره کل ثبت احوال و مسئولان گورستان، کاملاً دوستانه و بر پایه احترام متقابل بود، زیرا آن ها می دانستند که در نهایت، فراتر از مشابهت های شغلی و همسانی موقعیت اجتماعی ، به نوعی همکار به حساب می آیند و هر دو گروه دو سر تاکستانی را بیل می زنند که زندگی نام دارد و در میان دو نیستی واقع شده است. ص286
:: زمان چهره ها را دگرگون می کند، و نه نام ها را که همواره ثابت می ماند. ص143
:: مرگ همان زهری است که اثرش دیر ظاهر می شود. ص323
مشخصات کتاب :
همه ی نام ها
نویسنده : ژوزه ساراماگو
مترجم : کیومرث پارسای
ناشر:نشر علم
تعداد صفحات : 374
تهران 1385 – 3650تومان
لینک های مرتبط :
تاملي بر رمان «همه نامها»نوشته ژوزه ساراماگو
ميراث فرهنگي اروپا از زاويه اي ديگر
ی کل اداره ثبت احوال، تنها شعبه ئی از گورستان عمومی به حساب می آید.البته باید توجه داشت که اگر بخش بایگانی کل اداره ی ثبت احوال، شعبه گورستان عمومی نامیده شود هیچ توهینی به کسی یا جائی نشده است. از سوی دیگر علی رغم چنین ادعاهائی و بدون توجه به رقابت شغلی، روابط میان کارکنان بخش بایگانی اداره کل ثبت احوال و مسئولان گورستان، کاملاً دوستانه و بر پایه احترام متقابل بود، زیرا آن ها می دانستند که در نهایت، فراتر از مشابهت های شغلی و همسانی موقعیت اجتماعی ، به نوعی همکار به حساب می آیند و هر دو گروه دو سر تاکستانی را بیل می زنند که زندگی نام دارد و در میان دو نیستی واقع شده است. 

این کتاب، محشره! حتی از “کوری” هم بیشتر دوستش دارم!
به نظر کتاب جالبی میاد اگه گیر بیارم میخرمش