“نگارنده که در مدّت متجاوز از چهل سال تدریس در دانشگاه، اشعار اکثر شاعران نامآور را در کلاس درس دانشجویان خوانده و تدریس کردهام به این فکر افتادهام که مجموعهیی از بهترین شعرهای بهترین شاعران گرد آورم و به موازات کتبی درسی که برای رشتهی ادبیات فارسی تألیف و تدوین کردهام، مجموعهیی از بهترین اشعار، برای دوستدارن شعر فارسی، اعم از جوانانی که در رشتهی ادبیات درس خوانده و میخوانند و یا همهی فارسیزبانان که لذّت زبان شیرین فارسی را در شعر فارسی احساس میکنند فراهم آورم چون دانستهام که برای همهی شعر دوستان میّسر نیست که به دهها بلکه صدها دیوان و مجموعهی شعر دسترسی یابند تا بتوانند بهترین اشعار فارسی را که دلخواه آنان و دلخواه همهی فارسیزبانان است برای خود گردآورند.”
منظور از نگارنده در پاراگراف فوق، منوچهر دانشپژوه است که سفینهی مروارید به اهتمام وی منتشر و چاپ شده است. نه! اشتباه نکنید! سفینهی مروارید کتاب علمی ـ تخیّلی نیست. همانطوری که نگارندهی محترم اشاره کردهاند مجموعهیی از بهترین شعرهای بهترین شاعران است. ادبیترش میشود؛ بهین اشعار مِهین شاعران. حالا نه به این شدّت ولی یک چیزی توی همین مایهها.
البت، وقتی دکتر دانشپژوه اینطوری تأکید کردهاند بر چهل سال تجربه و تدریس ادبیشان، خب، آدم جرأت نمیکند زیاد هم عیبجویی کند از کتاب. اطلاعات من هم، به خصوص دربارهی شاعرانِ کهنِ ایرانی ناچیز است ولی، … من فکر میکنم سفینهی مروارید مجموعهی زیاد خوبی نیست آنطوری که آقای دکتر دارد ازش تعریف و تمجید میکند. ایشان در مقدمهی کتابشان نوشتهاند که”در انتخاب اشعار، سلیقه و علاقه شخصی معیار کار نبوده بلکه در طول سالها دیده و خوانده و شنیدهام که اغلب کسانی که با شعر فارسی سروکار و دلبستگی داشتهاند پیوندشان با این سرودهها همچون نگارنده بوده است.” اگر واقعاً اینطوری باشد که باید یک فکری به حالِ ادبیاتچیهای مملکت کرد با این علاقه و سلیقهشان!
ببینید، من میگویم وقتی قرار است یکسری دانشجوی ادبیات و مردمانِ ادبدوست مخاطبِ این کتاب باشند، نباید همان اشعاری را که در کتابهای فارسی دبیرستان آمده است دوباره به اسم یک مجموعهی تازه گردآوری کرد و اسمش را گذاشت بهین اشعار مِهین شاعران. که چی؟ مثلاً از رابعهی قُزداری همان شعری که در ادبیات عمومی پیشدانشگاهی، یا از مولانا نینامه و بمیرید، بمیرید، درین عشق بمیرید …یا از خاقانی ایوان مدائن و یا از ناصرخسرو روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست و نکوهش مکن چرخ نیلوفری را یا مردانِ خدا پردهی پندار دریدند از فروغی بسطامی … قبول! شعرهای فوقالعادهای هستند این اشعار ولی، خداییش به قدر کافی در کتابهای مدرسه تکرار شدهاند. بالاخره حضرات شاعر، چندتایی شعر قشنگ دیگر هم دارند علاوه بر اینها. ندارند یعنی؟ گیرم،چندتایی شاعر هم باشند که فقط به خاطر یک ترکیببند و ترجیعبند شهرت پیدا کردهاند در ادب فارسی. همگی که اینطوری نبودهاند بندههای خدا. ضمن اینکه من اصلاً انتخابهای مثلاً غیرتکراریِ نگارندهی محترم را نیز دوست نداشتم. آن توضیحِ مختصری هم که دربارهی شاعران آورده شده در ابتدای شعرها، یکچیزی است ضایعتر از تاریخ ادبیاتِ کتابهای دبیرستان. من که میگویم هزار رحمت به همان کتابهای درسی. البته، شایان ذکر است که سفینهی مروارید حُسن هم دارد؛ یکی اینکه تقریباً از بیشتر شاعران ایرانی از آن اوّلی که شهید بخلی باشد تا شاعرانِ معاصر امروزی در کتاب یاد شده است.
مشخصات کتاب؛
سفینهی مروارید (بهین اشعار مِهین شاعران)
به اهتمام منوچهر دانشپژوه
تهران: دانشگاه علامه طباطبایی
چاپ اول ۱۳۸۳
۵۲۷ صفحه
قیمت ۴۹۰۰ تومان
مرتبط:
+ با منوچهر دانش پژوه درباره كتاب به چه كار آيدت ز گل طبقي؟ (روزنامهی کیهان)


