
بهتر است از خود سرکار سلین شروع کنیم :
” من همان طوری می نویسم که حس می کنم… ازم خرده می گیرند که بددهنم، زبان بی ادبانه دارم. در این صورت این خرده را باید از رابله، ویون، برو
گل و خیلی های دیگر هم گرفت… از بیرحمی و خشونت دائمی {کتاب هایم} انتقاد می کنند … چه کنم، این دنیا ذاتش را عوض کند، من هم سبکم را عوض می کنم … “
سروکارمان با آن نویسنده های دیگر نیست که یک شیپور بزرگ در دست می گیرند و به قول دوستی داد می کشند : “انسون باش …” (منظور همان انسان است!) سلین بی رحمانه نشان مان می دهد وقتی ارزشی وجود ندارد زندگی چگونه از سر و شکل می افتد و توی روابط آدم ها چیزهائی آن قدر کم است که تو با هر صفحه بیشتر و بیشتر از پیرامونت تهوع می گیری.
و اما نام کتاب : مرگ قسطی . مترجم کتاب به زیبائی هرچه تمام در این باره نظر دارد :
” عنوان فرانسوی مرگ قسطی دقیقاً به معنای مرگ نسیه هم هست. با تفاوتی که در نگاه اول شاید ناچیز و قابل اغماض به نظر بیاید اما تائید آن چه گفته شد اهمیت اساسی دارد. صرف نظر از حرکتی که شاید فقط از نویسنده ئی چون سلین بربیاید، یعنی گنجاندن واژه مرگ در عنوان کتابی که مضمونش شروح رویدادهای هجده سال اول زندگی قهرمان کتاب است، توجیه بار فلسفی صفت قسطی برای آن آسان و بدیهی است، به ویژه که در طول کتاب شاهد مرگ چند نفری از کسانی هستیم که نوجوان کتاب دوست شان می دارد. یعنی که مرگ، که به موجب قانون بی چون و چرای حاکم بر وجود زنده از آغاز تکوین هر موجودی در او حضور دارد، اول به تحویل شده و سیر زندگی در عمل چیزی جز پرداخت تدریجی اقساط آن نیست..
مساله پرداخت قسطی مرگ نیست، نسیه بری زندگی است. این خوش بینی است یا بدبینی ؟ انتخابش با ماست.”
توصیه می کنم اگر سلین را برای خواندن انتخاب کردید اول مرگ قسطی را بخوانید و بعد سفر به انتهای شب. علت این توصیه هم محتوای خود کتاب است یعنی با این که ترتیب نوشتن شان فرق می کند اما بهتر است اول دومی را خواند. مرگ قسطی 18 سال اول زندگی نویسنده بدون ملاحظه و پرده پوشی و سفر به انتهای شب ادامه ی زندگی وی می باشد.
قسمت هائی از کتاب :
::من روزی که لازم می شد، از زندگی تقریباً آن قدر گیرم آمده بود که بتوانم صورت حساب مرگ را جیرینگی بدهم…مستمری “زیبائی شناختی”داشتم من. تکه ها نصیبم شده بود و چه تکه های ماهی … باید اعتراف کنم، تکه های محشر. از ابدیت بی نصیب نمانده بودم … ص 28
::مردن مفت و مجانی نیست! باید با کفن خوشگل مصور با قصه های گلدوزی خدمت حضرت عزرائیل برسی. نفس آخر کلی کار می برد. سئانس آخر سینماست! همه از این خبر ندارند. باید از خودت مایه بگذاری! من بزودی آماده می شوم… آخرین بار صدای قلبم را می شنوم که یک تلپ شل و ول می کند… بعدش تولوپ!… بعد آئورتش تکان می خورد… انگار توی یک آستین کهنه… بعد تمام. بازش می کنند ببینند توش چه خبر است. روی میز مورب … اما دیگر از افسانه ی قشنگم خبری نیست … همین طور از سوت سوتکم… حضرت همه اش را برداشته و برده …به اش می گویم جناب عزرائیل، اول قصه شناس دنیا شمائید!
- نام کتاب : مرگ قسطی
- نویسنده : لوئی فردینان سلین
- مترجم : مهدی سحابی
- ناشر : نشر مرکز
- تعداد صفحات : 719
- قیمت : 7900
مرتبط:
+ لویی فردینان سلین در ویکی پدیا
+ مرگ قسطی با روزهای از دست رفته

